تبليغاتX
ژیله مو

 

تولدي دوباره

 

چند روز پيش تولد پاكي از اعتياديكي از دوستانم بود كه بايد شركت مي كردم. او كارشناس حسابداري است و در رشته خودش تبحري خاص دارد و امروز نيز در ليست اعضاي "ان اي"(انجمن معتادان گمنام )6ماه است كه پاك از اعتياد زندگي مي كند.به ميان مراسم مي روم.با اين تفاوت كه امروز من را از خود مي دانندو مي گويند: ((تو هم انجمني شده اي!)) مراسم آغاز مي شود و علي با نام خدا شروع به حرف زدن مي كند: (( علي هستم ،يك معتاد))بلافاصله از وي جمع،مي شنويم: ((سلام علي)) علي ادامه مي دهد: ((خدا را شكر مي كنم براي پاكي امروزم و سپاسگذارم بابت داده هايش كه نعمت و نداده هايش كه حكمت است. دوستان پاك،در اين روز خوب فقط مي توانم خداوند را شكر كنم كه دستم در اين حلقه بهبودي است و بين دوستاني هستم كه حضور خداوند را در چهره و دل هاي شكسته اشان احساس مي كنم و خوشحالم كه ديگر اسير وسوسه مواد مخدر نيستم و حال به جاي آنكه انگشت نما باشم ،انگشت شمارم و اكنون ديگر به خانواده ام به واسطه مصرف مواد مخدر خسارت نمي زنم. درپايان از آقا وحيد،دبير انجمن راهيان آرامش ،به خاطر اين كه در مدت پاكي ام من را راهنمايي كرده است متشكرم و اميدوارم طول پاكي همه شما اعضاي "ان اي" با طول عمرتان برابر باشد.سپس جمع حاضر در مراسم به علي ماشاالله مي گويند و او را تشويق به فوت كردن شمع ها و بوسيدن راهنمايش در ان اي مي كنند. معتاد و راهنما همديگر را در آغوش مي گيرند و دست زدن ها شروع مي شود اما بلافاصله آقا وحيد،راهنماي علي،دست زدن ها را متوقف مي كند و خنده اي بر لبانش نقش مي بندد: (( دوست داشتم تا در روز تولد پاكي مهندس،لباس نو داشته باشم و اين نيت باعث شد لباس امروزم خود به خود جور شود.مهندس براي خودش كسي است و برووبيايي دارد اما اعتياد اين چيزها را نمي داند و دامنگير او نيز شد . اميدوارم همچنان از مواد مخدر پاك بماند.))شخص ديگري نيز دوسال و هفت روز است كه دوباره به زندگي عادي برگشته و از مواد مخدر كناره گيري كرده است. به پاي صحبت هاي او مي نشينيم: ((همه ما مريض هستيم و بعد از ترك اعتياد،نياز به شركت در جلسات ان اي داريم تا يادمان نرود كه از كجا به كجا رسيديم.براي اينكه زندگي را ادامه بدهيم بايد به يك نفر راهنما اعتماد كنيم ،چون اعتماد به خودمان بلاي اعتياد را بر ما فرود آوردو نتوانستيم پاك بمانيم . بعد از پاكي هنوز هم وقتي از خواب بيدار مي شوم زماني را نياز دارم تا به ياد بياورم معتاد نيستم چون هنوز از لحاظ رواني مشكل دارم و صبح ها زودتر از ساعت 4 نمي توانم به خواب بروم .اما در هر حال آنچنان باوري به ان اي " انجمن معتادان گمنام " پيدا كرده ام كه با توجه به اينكه صاحب كارم معتاد است و در كنار ما مواد مصرف مي كند ،هوسمواد مخدر به من راه پيدا نمي كند .)) امير از مواد مخدر مي گويد : ((تا زماني كه خودمان را نشئه نمي كرديم ،قادر نبوديم به هيچ چيز فكر كنيم و تمام شاديهايمان مواد بود و بس. پس آن را با هيچ چيز معاوضه نمي كرديم.)) سپس هركدام از حاضران با گفتن اسمشان به عنوان معتاد و شنيدن سلام از طرف سايرين به معرفي خود پرداختند تا اينكه نوبت به دو نفر از معتاداني رسيد كه 24ساعت است پاك از اعتياد هستند.در اين لحظه معتادان ديگر با خواندن شعري ورود آنان را به ان اي تبريك مي گويند و آنها را تشويق به ماندن مي كنند . حرف و حديث ها به پايان رسيد و نوبت به پاكوبي مي رسد .صداي ضبط صوت بالا مي رود و علي به عنوان گل مجلس بايد در ميان آنها به شادي بپردازد. مي خندند، مي گويند و قهقه مي زنند چرا كه امروز علي اعتياد ندارد.

 

نوشته شده توسط زانیار  | لینک ثابت |