آمريكا با يك صلوات نابود مي شود؟
در اين گرماي تابستان و اتوبوس هايي با كولرهاي خاموش و پنجره هاي بدون دريچه هوا،صداي
يك پيرمرد ،گرما را از ياد انسان مي برد:((براي نابودي اسرائيل ،صلوات بفرستيد،دومي را براي
نابودي آمريكا بلندتر بفرست.))آيا واقعا آمريكا با يك صلوات نابود مي شود؟دوسه نفر با او هم آهنگ
مي شوند و صلوات مي فرستند ،اما جوان ها به دور هم پچ پچ مي كردند و مي خنديدند.
گويي پيرمرد را ديوانه فرض كردند.وقتي به ميان پسر هاي جوان و حرف هايشان رفتم ،يكي از آنها
مي گفت: ((اين مرد فكر مي كند با يك صلوات مي تواند آمريكا و يا اسرائيل را از بين ببرد .))يكي
ديگر به حرف مي آيد و مي گويد: (( آخر پيرمرد آمريكا از بين برود چه دخلي به خرج تو دارد؟
،مملكت خودت را بچسب تا نابود نشود.)) يكي ديگر از دوستانشان باخنده و با صداي بلند
مي گويد: ((براي از بين نرفتن ايران صلوات بفرستيد.)) اما اين بار مردمي كه خط ميان ابروهايشان
مثل چاله هاي لوله گاز ،ابروهايشان را به هم متصل كرده است،به جاي صلوات فرستادن
مي خندند. نمي دانم خنده اشان براي لفظ گفتن چنين جمله اي بود يا كه خنديدن به اوضاع مملكت؟
آيا وضعيت مملكت خراب است؟
تولدي دوباره
چند روز پيش تولد پاكي از اعتياديكي از دوستانم بود كه بايد شركت مي كردم. او كارشناس حسابداري است و در رشته خودش تبحري خاص دارد و امروز نيز در ليست اعضاي "ان اي"(انجمن معتادان گمنام )6ماه است كه پاك از اعتياد زندگي مي كند.به ميان مراسم مي روم.با اين تفاوت كه امروز من را از خود مي دانندو مي گويند: ((تو هم انجمني شده اي!)) مراسم آغاز مي شود و علي با نام خدا شروع به حرف زدن مي كند: (( علي هستم ،يك معتاد))بلافاصله از وي جمع،مي شنويم: ((سلام علي)) علي ادامه مي دهد: ((خدا را شكر مي كنم براي پاكي امروزم و سپاسگذارم بابت داده هايش كه نعمت و نداده هايش كه حكمت است. دوستان پاك،در اين روز خوب فقط مي توانم خداوند را شكر كنم كه دستم در اين حلقه بهبودي است و بين دوستاني هستم كه حضور خداوند را در چهره و دل هاي شكسته اشان احساس مي كنم و خوشحالم كه ديگر اسير وسوسه مواد مخدر نيستم و حال به جاي آنكه انگشت نما باشم ،انگشت شمارم و اكنون ديگر به خانواده ام به واسطه مصرف مواد مخدر خسارت نمي زنم. درپايان از آقا وحيد،دبير انجمن راهيان آرامش ،به خاطر اين كه در مدت پاكي ام من را راهنمايي كرده است متشكرم و اميدوارم طول پاكي همه شما اعضاي "ان اي" با طول عمرتان برابر باشد.سپس جمع حاضر در مراسم به علي ماشاالله مي گويند و او را تشويق به فوت كردن شمع ها و بوسيدن راهنمايش در ان اي مي كنند. معتاد و راهنما همديگر را در آغوش مي گيرند و دست زدن ها شروع مي شود اما بلافاصله آقا وحيد،راهنماي علي،دست زدن ها را متوقف مي كند و خنده اي بر لبانش نقش مي بندد: (( دوست داشتم تا در روز تولد پاكي مهندس،لباس نو داشته باشم و اين نيت باعث شد لباس امروزم خود به خود جور شود.مهندس براي خودش كسي است و برووبيايي دارد اما اعتياد اين چيزها را نمي داند و دامنگير او نيز شد . اميدوارم همچنان از مواد مخدر پاك بماند.))شخص ديگري نيز دوسال و هفت روز است كه دوباره به زندگي عادي برگشته و از مواد مخدر كناره گيري كرده است. به پاي صحبت هاي او مي نشينيم: ((همه ما مريض هستيم و بعد از ترك اعتياد،نياز به شركت در جلسات ان اي داريم تا يادمان نرود كه از كجا به كجا رسيديم.براي اينكه زندگي را ادامه بدهيم بايد به يك نفر راهنما اعتماد كنيم ،چون اعتماد به خودمان بلاي اعتياد را بر ما فرود آوردو نتوانستيم پاك بمانيم . بعد از پاكي هنوز هم وقتي از خواب بيدار مي شوم زماني را نياز دارم تا به ياد بياورم معتاد نيستم چون هنوز از لحاظ رواني مشكل دارم و صبح ها زودتر از ساعت 4 نمي توانم به خواب بروم .اما در هر حال آنچنان باوري به ان اي " انجمن معتادان گمنام " پيدا كرده ام كه با توجه به اينكه صاحب كارم معتاد است و در كنار ما مواد مصرف مي كند ،هوسمواد مخدر به من راه پيدا نمي كند .)) امير از مواد مخدر مي گويد : ((تا زماني كه خودمان را نشئه نمي كرديم ،قادر نبوديم به هيچ چيز فكر كنيم و تمام شاديهايمان مواد بود و بس. پس آن را با هيچ چيز معاوضه نمي كرديم.)) سپس هركدام از حاضران با گفتن اسمشان به عنوان معتاد و شنيدن سلام از طرف سايرين به معرفي خود پرداختند تا اينكه نوبت به دو نفر از معتاداني رسيد كه 24ساعت است پاك از اعتياد هستند.در اين لحظه معتادان ديگر با خواندن شعري ورود آنان را به ان اي تبريك مي گويند و آنها را تشويق به ماندن مي كنند . حرف و حديث ها به پايان رسيد و نوبت به پاكوبي مي رسد .صداي ضبط صوت بالا مي رود و علي به عنوان گل مجلس بايد در ميان آنها به شادي بپردازد. مي خندند، مي گويند و قهقه مي زنند چرا كه امروز علي اعتياد ندارد.
جشن تولدي متفاوت
معتادي كه تا كنون مرده نيمه متحرك بود،اكنون هم چون شاخ شمشاد مي درخشد ، مي نازد و مي گويد: ((من دوباره به دنيا آمدم .))
زماني كه به جشن تولد پاكي يك معتاد دعوت شدم،حس عجيبي داشتم با خود فكر مي كردم پيوندمجدد يك انسان با جامعه ، چقدر زيباست. هميشه مي شنيديم خانه پدر و مادر خانه اول و مدرسه خانه دوم ما است و حالا خانه بهبودي(پاكي)، خانه اول معتادان است.
اين جا همراه با معتادهاي پاك در خانه بهبودي نشسته ايم.ضبط صوت روشن و بساط شادي مهيا مي شود.جوانان به ميدان پايكوبي مي آيند و با گرفتن دست دوستانشان ، آنها را به شادي دعوت مي كنند .تمام جمعيت بر مي خيزند و به دور فردي حلقه مي زنند كه دو سال است اعتياد را ترك كرده است. پس از يك ساعت رقص و شادي ،نوبت به كادوهاي جشن تولد مي رسد،اما اين بار ،كادوهاي جشن تولد هم متفاوت است،پندو اندرز مردان با اراده و ترك اعتياد كرده ،هداياي جشن تولد پاكي است. دبير موسسه خيريه راهيان آرامش با نگاهي محبت آميز سخن مي گويد: ((دوستي كه امروز به مناسبت دو سال پاكي از اعتياد در كنار او هستيم معجزه يي را پس از پاكي ديده كه ما هم مي توانيم نظاره گر آن باشيم.زماني كه او از مصرف مواد مخدر خسته بود و نزد من آمد،صاحب خانه اش وسايل منزلش را بيرون انداخته بود اما اكنون معتاد ديروز و مرد با اراده امروز،خانه خريده است و شغل دارد،كسي كه حوصله شنيدن حرف هيچ كس را نداشت اكنون ساعت ها صحبت هاي ما را گوش مي دهد و از همه مهم تر معتادي كه در گذشته هيچ كجا جايي نداشت، در جامعه اعتبار پيدا كرده است.
اميدوارم موفقيت وي در زندگي اش همانند موفقيت اش در-------(انجمن معتادان گمنام) باشد.))يكي ديگر از پيشكسوت ها در پاكي از اعتياد مي گويد : (( تولد دوستي را كه به واسطه مصرف نكردن مواد مخدر در كنار او هستيم بايد به همه مردم تبريك بگوييم چرا كه اين تولد از باورها سرچشمه گرفته است.
معجزه پاكي از اعتياد بر سر راه كساني قرار مي گيرد كه به خدا باور دارند.در مكتب-----(انجمن معتادان گمنام )غرورم از بين رفت و متوجه شدم كه خدا را بايددر وجود خودم بيابم و يافتم.
به رسم هميشگي خانه بهبودي،پس از خاتمه حرف هاي اين پيشكسوت، همه معتادان براي او دست مي زنند و طبق رسم هميشگي شان مي گويند ماشاءالله.
ن.م.نيز يكي از معتادان پاك اسن كه مي گويد: (( مواد مخدر، من را به روزي كشاند كه نتوانتم به خانه پدريم برگردم و با لباس هاي كهنه مجبور به ترك خانه شدم . اين وضعيت ادامه داشت تا اين كه با خانه بهبودي (خانه ترك اعتياد ) آشنا شدم و موقعيت را براي تغيير خودم مناسب دانستم. استفاده از پند هاي راهنمايم باعث شد تا از اعتياد پاك وم و راه درست را انتخاب كنم . سكوت كوتاهي خانه را تسخير مي كند و ون.م. با صدايي بغض آلود دوباره به حرف زدن ادامه مي دهد: " در زمان اعتيادم انسان خشني بودم اما حالا آرام بودن برايم به يك عادت تبديل شده است، به گونه اي كه در بين دوستانم به" آرامش" شهرت دارم . چند روز قبل كه مشغول راه رفتن بودم، دو موتورسوار مرا با لفظ بسيار بدي صدا زدند اما در حالي كه مي توانستم آن ها را تكه تكه كنم فقط گفتم : " ببخشيد" .
د.م. كه در همين مجلس حضور دارد مي گويد: " نه سال است كه مي خواهم ازدواج كنم اما نمي توانم اين كار را بكنم و عامل اصلي اين موضوع را هم خود خواهي و اعتياد خودم مي دانم كه باعث شد نگاه مثبتي كه در گذشته به من وجود داشت به نگاه منفي تبديل شود و امروز تنها نور اميدي كه در وجود من است شما -----ي هاي عزيز هستيد." بعد از صحبت هاي د.م. به مدت 15 دقيقه هر شخصي در هر موردي اعم از مسايل خصوصي و غير خوصي زندگي اش صحبت مي كند. نوبت به فرد دو ساله ا.م. مي رسد تا سخني بگويد و شمع را فوت كند او مي گويد : (( دو سال و نه روز است كه از اعتياد پاك هستم و از فرط خوشحالي نمي توانم صحبت كنم ولي از طه دل برايتان دعا مي كنم تا شما هم جشن تولد پاكي تان برگزار شود.معجزه زيادي پس از پاكي از مواد مخدر ديده ام .شغل هاي جديد به من پيشنهاد مي شود در حالي كه در زمان اعتياد نمي توانستم حتي يك كارگر ساده باشم.)) جشن تولد و خاموشي شمع ها با تشويقي دوستان به پايان مي رسد و يك مرد پايان رهايي از دام اعتياد را با خاطره اي خوش در اذهان ثبت مي كند.
ديگر نمي پذيريم اگر كمي بينديشيم
حسين مددي معاونت دانشجويي و فرهنگي و از اساتيد گروه زبان و ادبيات
فارسي دانشگاه زنجان در حالي توسط دانشجويان دانشگاه مذكور دستگير
شد كه با تهديد ، قصد اغفال يكي از دانشجويان دختر براي تعرض به او
را داشت.اكنون دانشجويان دانشگاه زنجان چند روز است كه در مقابل حوزه
رياست دانشگاه دست به تحصن زده اند و يكي از خواسته هاي آنان ،غير از
اخراج رياست دانشگاه ، معذرت خواهي وزارت علوم از دانشجوها در مجلس
جمهوري اسلامي است.شايان ذكر است رياست و مسئولان دانشگاه از دادن
پاسخ به سوال خبرنگاران خودداري مي كنند.آدرس هاي اينترنتي زير ،فيلم
هاي گرفته شده از معاونت آموزشي و فرهنگي درحين ارتكاب جرم را نشان
مي دهد:
1.
http://www.4shared.com/file/51553054/4fef06d4/Zanjan01.html
2. http://www.4shared.com/file/51466988/4704567a/Zanjan_University_JANGLE.html
3.
http://www.4shared.com/file/51435090/8540f418/Madadi-zanjan_WwWGoosHkOoBCoM_.html
دانشجويان آزادي خواه و عدالت طلب دانشگاه آزاد رودهن
بيانيه دانشجويان دانشگاه آزاد رودهن در حمايت از تحصن دانشجويان تربيت معلم كرج:
تاريخ فعاليت هاي دانشجويي در نظام هاي مختلف حاكم بر كشورمان نشان از آزادگي و عدالت خواهي را آورده است.دانشجويان،همواره خواسته ها ي خود را اعم از صنفي و سياسي ،با مزاكره،اعتصاب و يا اعتراضات جمعي به گوش مسئولاني مي رسانند كه گوش شنوايي براي پاسخ گويي به دانشجو ندارند.!
اين بارنيز دانشجويان ترقي خواه و دلير دانشگاه تربيت معلم در اقدامي سترگ با اقدامات غير انساني مسئولان فرهنگي دانشگاه،حراست،رياست و متوليان امور رفاهي دانشگاه تربيت معلم كرج ايستادگي كردند.
دانشجويان دانشگاه آزاد رودهن از ايستادگي و پايداري دانشجويان دانشگاه تربيت معلم حمايت و دفاع كرده واين اقدام آنان را مثابه حركتي به سمت دانشگاه هاي آزاد و دموكراتيك مي داند. حركتي كه در آن دانشجو را به عنوان يك انسان آگاه بپذيرند و نه فردي كه موظف است چشم بر تمام واقعيت هاي تلخ اجتماعي و سياسي كشورش ببندد و تنها به فكر گذراندن واحد هاي درسي باشد.
دانشجويان دانشگاه تربيت معلم نشان دادند كه دانشجو مي تواند و بايد بتواند در مقابل توهين ها و هتك حرمت ها ي مسئولان دانشگاه بايستد. دانشجوياني كه چندين روز است مقابل درب رياست دانشگاه مذكور تجمع كرده و به اعتصاب غذا دست زده اند . و حتي برخي از آنان از شدت ضعف بدني، دچار حمالات عصبي و وضعيت جسمي وخيمي شده اند.
دانشجويان دانشگاه آزاد رودهن به اين دانشجويان مبارز افتخار كرده و بر خود مي بالند كه در سرزميني زندگي مي كنند كه علي رغم برخي محدوديت هاي موجود در فضاي سياسي و اقتصاد ضعيف و در حال موت ، دانشجوياني به بي هيچ واهمه اي ،براي دستيابي به حداقل خواسته هاي يك انسان مي جنگند.
دانشجويان تربيت معلم كرج در حالي كه روزها دست به اعتصاب غذا زده اند، هيچ مسئولي حتي براي دلداري صوري هم به آنها سر نزده است،و دانشجو را كه چشم بيدار و آگاه جامعه است،به مزدور بودن و نفاق متهم كرده اند. چگونه در كشوري كه مدعي دموكراسي است رئيس دانشگاهش را نه دانشجو بلكه افرادي كه كاملا از علم و فرهنگ به دور هستند انتخاب مي كنند.
بدين وسيله اعلام مي دارد كه جمعي از دانشجويان دانشگاه آزاد رودهن در حمايت از اقدام تاريخي دانشجويان تربيت معلم،دست به اعتصاب غذا زده اند.
دانشجويان رودهن اعتصاب غذاي خود را تا احقاق حقوق دانشجويان تربيت معلم ادامه داده و براي كمك به برادران و خواهران خود و براي دفاع از آرمان هاي بلند سنگر نشينان حصارك تا پاي جان مي ايستند.
جمعي از دانشجويان آزادي خواه و عدالت طلب دانشگاه آزاد رودهن
18/03/1387
كمپين ،امضاي سرباز ها و قرباني گوسفند براي رضا
هنگام برگشتن از كرج به سمت تهران وارد يكي از واگن هاي وسط قطار شدم كه يك جاي خالي در كنار سه سرباز گير آوردم كه بنشينم. رضا با لباس سربازي و ظاهري خيلي خسته بيشتر جلب توجه مي كرد . خيلي نگذشت علي كه در مقابل من و رضا نشسته بود . سوال كرد كه ( چند ماه خدمتي؟ )
با صدايي آواره جواب داد : (7 ماه )
شروع به بحث هايي درباره سربازي كردند . علي به تازگي سربازيش را تمام كرده بود و از مشكلات دوران خدمتش مي گفت ولي بعدش دلگرمي تمام شدنش را هم مي داد.بحثشان به اين رسيد كه سربازهاي ايراني نسبت به سربازان كشورهاي ديگر مورد تبعيض هستند و براي مثال حقوق ماهيانه اشان را پيش كشيدند. همين لحظه بود كه به ذهنم رسيد تبعيض نسبت به زنان را وسط بياورم.
10 مورد قانوني را برايشان گفتم . علي با اينكه مدركش سيكل بود آگاهي خوبي نسبت به قوانين داشت .برگه امضاهاي كمپين را از من گرفت و سريع امضا كرد . در همين لحظه حميد كه كنار علي نشسته بود همين برگه را درخواست كرد و او هم امضا كرد ولي رضا . بچه روستايي صاف و ساده به طور خاصي به بيانيه فكر مي كرد.
مسير من و دو دوست مقابلمان را پرسيد. پس از مدتي علي و حميد از ما جدا شدند و سپس رضا بيانيه را امضا كرد و بلافاصله چند سوال ديگر در مورد زنان پرسيد و بعد از گرفتن پاسخ. با خود كلنجار مي رفت كه مطلبي را بگويد و گفت.
بار آخر كه به روستا برگشته بود گوسفندي را برايش قرباني كرده بودند چرا كه سال قبل به دليل اختلافات بين پدر و مادر. از شدت ناراحتي اش چاقوي آشپزخانه را به سينه خود كوبيده بود تا آرامش به خانواده اش برگردد.
پرسيدم : به نظرت راه مناسبي بود؟
پاسخ داد: ( تو كه خودت قانون را برايم توضيح دادي مادرم چگونه در اين زمانه طلاق مي گرفت ؟ و اگر قانون را كنار بگزاريم چگونه در يك روستايي كه همه فكرشون گوسفندهايشان است . مي خواهي من در خانواده ،درست رفتار كنم!)
همانجا بود كه من و رضا از هم جدا شديم.
راهی كه قاتل زنان باردار شده است
اينجا زنانی كه میخواهند مادر شوند میميرند. راهی كه نوزادان را نمیپذيرد و مادر شدن را قدغن میكند. روستای مربزان در 12 كيلومتری شهر سنندج واقع در استان كردستان دارای راهی نامساعد برای اتصال به داخل شهر است. اهالی اين روستا داغ دلهايي سخت دارند. زنان بارداری كه بايد سريعاً به يك مركز درمانی مناسب رسانده شوند به دليل مشكلات راه نمیتوانند نوزادان خود را به دنيا بياورند و خودشان هم تلف میشوند. سختی راه روستای مذكور تا به حال بيش از 25 زن باردار را از بين برده است.
در ابتدا برای آشنايی بيشتر با مشكلاتی كه ساكنين روستای مربزان دارند با يكی از اهالی روستا گفتوگويی ترتيب داديم. وی در آغاز از مسافت جاده خاكی و بدقولی مسئولان میگويد: ((اين جاده خاكی 2 كيلومتر است اما برای رسيدن به شهر سنندج بايد 12 كيلومتر راه را طی كنيم و برای آسفالت شدن اين جاده خاكی از سال 1372 تا كنون چندين بار به اداره راه و ترابری مراجعه كردهايم و هر بار به ما قولهايي دادهاند كه البته تا امروز عمليی نديدهايم.))
ابراهيم صادقيان ابراز كرد: تا به حال شاهد فوت بيش از 10 زن باردار بودهام و با توجه به شنيدهها نزديك به 15 نفر ديگر نيز در گذشته از بين رفتهاند.)) وی در پايان اظهار داشت: ((بيشتر اهالی روستا به دليل اينكه دولت به مشكلاتشان رسيدگی نمیكند در انتخابات گذشته شركت نكردند.))
در ادامه برای آشنايی با ديگر مشكلات روستا به سراغ داوود مجيدی يكی ديگر از اهالی روستای مذكور رفتيم. در ابتدا از مشكلات مردم برای رسيدن به شهر سنندج پرسيديم و او نيز در اين باره گلايههايی كرد و گفت: ((معمولاً در فصل زمستان رفت و آمد مشكلاتی را برای افراد روستا بهويژه زنان و كودكان پيش میآورد زيرا روستا فقط يك ماشين دارد كه در بسياری مواقع نيز در دسترس نيست و اگر هم ماشين در داخل روستا باشد امكان بسته شدن جاده بسيار بالا است و ارتباط با شهر قطع ميیشود. مجيدی ناراحتی خودش را در اين میداند كه اين اتفاقات برای روستاهای دور افتادهتر خالی از انتظار نيست اما در يك راه 2 كيلومتری چنين مشكلاتی بسيار ناخوشايند است.
وی درباره اينكه وضعيت بهداشت در روستا به چه صورت است و آيا خانه بهداشت در روستا وجود دارد میگويد: ((خانه بهداشت وجود ندارد و مردم با استفاده از شيوههايی سنتی به درمان خود میپردازند و در دو سال اخير با توجه به سختی راه كه زنان قادر به رفتن به مركز درمانی نبودند در داخل روستا وضع حمل كردند و با توجه به اين شرايط ما ديگر از دولت انتظاری نداريم چون از رسيدگی دولت به وضعيت روستایمان نااميد شدهايم.
http://kurd4change.blogfa.com/post-78.aspx
خانواده هاي مرز نشين بر سر سفره هاي هفت مين
استان كردستان .230 كيلومترمرز مشترك با كشور عراق دارد كه متاسفانه 136 كيلومتر از مساحت اين خطوط مرزي آلوده به مين است و همين امر نيز موجب شده كه استان كردستان بيشترين آمار قربانيان مين را در مناطق مرزي كشور به خود اختصاص دهد.به دليل نبود يك اكيپ متخصص پزشكي در مناطق مرزي استان كردستان سالانه افراد زيادي بر اثر انفجار مين جان خود را از دست مي دهند.
در اين ميان شهرستان مريوان واقع در استان كردستان با بيش از 70 كيلومتر آلودگي به مين . جزء خطر ناك ترين مناطق مرزي كشور به شمار مي آيد.
به سراغ شخصي ميرويم كه سال جديد را با برجا گذاشتن اعضاي بدنش آغاز كرد. محمد آزادي در 29/ اسفند ماه سال 1386 بر اثر انفجار مين مصدوم شد . پدر وي در اين گفتگو مي گويد :(( محمد در حالي كه مشغول كندن گياهان بهاري در زمين كشاورزيمان بود بر روي مين رفت و دست راست او قطع .2انگشت از دست چپ قطع و چشم راستش نابينا شده است. تا قبل از عمل هاي صورت گرفته مبلغ چهار صد هزار تومان هزينه كرده ايم.
وي در پايان ابراز كرد :(( محمد در حالي روي مين رفت كه يك ماه از ازدواج او مي گذرد.))
كبير خالويي از اهالي روستاي دذلي واقع در شهرستان سرو آباد يكي از اين قربانيان است كه بر اثر انفجار مين دچار قطع عضو شده است.
خالويي مي گويد :(( در حياط منزلم مشغول شكستن يخ بودم كه بر اثر ضربه زدن به يخ . ميني كه در زير خاك بود منفجر شد و بر اثر اين حادثه دچار قطع عضو شدم.
وي درباره وجود اين مين ها در حياط منزل شان مي گويد: ((خانه همجوار خانه ما در زمان جنگ پادگان نظامي بوده است و چون اين خانه پاكسازي نشده است امكان دارد مين هاي ديگري نيز در آن جا وجود داشته باشد.))
خالويي حمايت دولت از قربانيان مين را ناكافي مي داند و مي گويد: (( هيچ گونه پرسش دقيقي درباره نحوه جراحات من صورت نگرفته است و دولت هيچ گونه كمكي در دو سال اول مجروحيتم جهت جبران هزينه هاي بيمارستاني حادثه اي كه براي من اتفاق افتاد انجام نداده است و در شرايط فعلي نيز به دليل ترس از انفجار مين هاي باقي مانده حتي ديگر جرات بالا رفتن از تپه ها را هم ندارم .))
برادر كبير نيز درباره پاكسازي روستاي دزلي واقع در شهرستان سرو آباد عنوان مي كند : (( مردم روستا خودشان پاكسازي مين و يو ايكس او را انجام مي دهند . حتي مردم پس از خنثي سازي . بمب هاي خوشه اي را به مبلغ 700تومان و چاشني بمب ها را نيز به مبلغ 200 تومان به فروش مي رسانند.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا تا به حال فردي به خاطر انجام چنين كاري دچار آسيب شده است گفت : (( 6سال قبل يك نفر در اين منطقه سعي در جدا كردن چاشني از بدنه يك بمب را داشت كه بر اثر انفجار. بزرگترين قسمتي كه از بدن او بر جاي ماند به اندازه يك كف دست بود.))
او در پايان مي گويد : (( يك روز كه در منطقه (( دوله ناو )) در حوالي روستاي دذلي مشغول كندن خاك بوديم بمبي را در زير خاك پيدا كرديم كه چند دفعه با كلنگ به بدنه آن ضربه زده بوديم و پس از چند روز هم آن را به وسيله آتش منفجر كرديم.))
در گفتگويي ديگر نيز استاندار كردستان در خصوص اقدامات دولت در راستاي مين روبي مناطق مرزي كشور گفت: (( از سال 1371 و پس از اتمام جنگ ايران و عراق جلسات متعددي برگزار شد و مين روبي در استان كردستان را آغاز كرديم.ولي مين روبي به دليل وسعت كار بحث پيچيده و سختي است چون نقشه ي پادگان ها و مين ها مشخص نيست اما با توجه به اين مشكلات مين روبي به صورت گسترده در استان كردستان انجام شده است .))
اسماعيل نجار در پاسخ به اينكه آيا تا كنون اقدامات موثري جهت رفع مشكلات افراد مصدوم ناشي از انفجار مين بر روي كميسيون ماده 2 استانداري ها كه آنها را جانباز و يا شهيد مي داند صورت گرفته است تصريح كرد : (( در حال حاضر هيچ مشكلي وجود ندارد و ما در مقابل مصدوماني كه در رابطه با ارتزاق خودشان مجروح شده اند مسئوليت داريم و كميسيون ماده 2 استانداري ها نيز حكم جانباز و يا شهيد را به شخص آسيب ديده مي دهد.
البته كساني كه درباره اجراي اين ماده گله مند هستند بيشتر افرادي هستند كه در خارج از مرز ايران جراحاتي پيدا مي كنند و در كشور عراق مشكلاتشان را حل مي كنند اما وقتي به ايران مي آيند ادعا مي كنند كه مثلا در حال چراي گوسفندان بوده اند و بر روي مين رفته اند. ))
وي با بيان مثالي در اين باره خاطر نشان كرد : (( در شهرستان بانه شخصي ادعا مي كرد كه بر اثر انفجار مين معلوليت پيدا كرده است كه پس ازسوالاتي كه از او پرسيديم معلوم شد كه از روي درخت به پايين پرتاب شده بود.
البته افرادي هم هستند كه تحت عناوين مختلف در خانه هاي خود ابزار جنگي نگهداري مي كنند كه علاوه بر اينكه نگهداري اين ابزار باعث مختل شدن امنيت سياسي كشور مي شود موجب انفجار و مسدوم شدن افراد نيز مي شود .))
در پايان استاندار كردستان از پاسخ دادن به اين سوال كه آيا پاكسازي پايگاه نظامي قديمي كه در حال حاضر به مناطق مسكوني تبديل شده است در حيطه وظايف دولت قرار مي گيرد يا خير امتناع كرد.
